خرسند شدیم از این که امروز

رنگی دگر است نه رنگ دیروز

.....

ادامه نوشته

نظرسنجی

این یک انتخابات کاملا آزاد برای انتخاب فرد بعدی برای تحلیل شخصیت است.

شما به کدامین رای میدهید؟

1.محمد شهبازی

2.صادق مختاری

3.کاووس میرزایی

4.نورالدین چمانه

بهار

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

و خوش به حال ما که یه بار دیگه خدا این فرصت رو بهمون داده تا بهار رو دوباره ببینیم.

 

روزی که امیرکبیر گریست

در سال 1264 قمری،نخستین برنامه دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد.در آن برنامه،

کودکان و نوجوانان ایرانی را آبله کوبی می کردند.اما چند روز پس از آغاز آبله کوبی به امیر کبیر خبر دادند که

مردم از روی ناآگاهی نمی خواهند واکسن بزنند.به ویژه که جند تن از فالگیرها و دعانویس ها در شهر شایعه

کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان می شود.هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت

ابتلا به بیماری آبله جان باخته اند،امیر بی درنگ فرمان داد هرکس که حاضر نشود آبله بکوبد،باید پنج تومان به

صندوق دولت جریمه بپردازد.او تصور می کرد که با این فرمان همه ی مردم آبله می کوبند.اما نفوذ سخن

دعانویس ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند.شماری که پول کافی داشتند،پنج تومان را

پرداختند و از آبله کوبی سرباز زدند و شمار دیگری هنگام مراجعه ی ماموران در آب انبارها پنهان می شدند یا از

شهر بیرون می رفتند.روز 28 ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن،

تنها 330 نفر آبله کوبیده اند.در همین روز،پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود،به نزد او آوردند.امیر به

جسد کودک نگریست و آن گاه گفت:ما که برای نجات بچه هایتان آبله کوب فرستادیم.پیرمرد با اندوه فراوان

گفت: حضرت امیر،به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم،جن زده می شود.امیر فریاد کشید: وای از جهل و

نادانی،حال،گذشته از این که فرزندت را از دست داده ای باید پنج تومان هم بدهی،پیرمرد با التماس گفت: باور

کنید که هیچ ندارم.امیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی گردد،این پنج

تومان را به صندوق دولت بپرداز.چند دقیقه ی دیگر،بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود.این بار امیرکبیر

دیگر نتوانست تحمل کند.روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد.در آن هنگام میرزا آقا خان

وارد شد،او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود.علت را پرسید و ملازمان امیرکبیر گفتند که دو

کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده اند.میرزا آقا خان با شگفتی گفت: عجب،من تصور می کردم

که میرزا احمد خان،پسر امیر مرده است که او این چنین های های می گرید،سپس به امیر نزدیک شد و گفت:

گرستن،آن هم به این گونه،برای دو بچه ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.امیر سر برداشت و با

خشم به او نگریست،آن چنان که میرزا آقا خان از ترس بر خود لرزید.امیر اشک هایش را پاک کرد و گفت: خاموش

باش،تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم،مسئول مرگشان ما هستیم،میرزا آقا خان آهسته

گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده اند.امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر

ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم،دعا نویس ها بساطشان را جمع می

کنند.تمام ایرانی ها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید اینقدر جاهل باشند که در

اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

وای بر تو ای مرد...

عجایب هفتگانه

 اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.
 هرام مصر

ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون د وباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد وبه همين علت معمولا بدن موميايي شده فرعون را تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي داد ند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي - خوراک - پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه ساکارا قرار دارد وبزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم خئوپس است که که در نزديکي جيزه قرار دارد اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيد ا کرده است.

این یه موردشه.6 مورد باقیمونده رو بعدا میدارم.


اندر مزایای زود ازدواج کردن

روزی جمعی از اراذل جلوی دانایی را گرفتند و از وی پرسیدند: چیست مزایای زود ازدواج کردن؟! دانا پاسخ داد: و در مزایای زود ازدواج کردن یکی آن است که شما را همسری اختیار شود و شبها زود به خانه روید و به اراذل گری نپردازید. دوم آنکه بچه دار شوید و مهر بچه در شما افتد و بی مهری و شقاوت از شما دور گردد. سوم آنکه امیال سرکشتان زود کنترل گردد. چهارم آنکه دیگر دنبال ناموس مردم نخواهید رفت! در همین حال یکی از اراذل گفت: این شخص دروغ می گوید چرا که خود من دیروز دیدم برای عده ای از جوانان در مضرات زود ازدواج کردن میگفت اما حال در مزایای آن می گوید! دانا گفت: آری اما آن جوانان که گفتی همه سر به راه و اهل علم و تلاش بودند و همچون شما تنها راه نجاتشان ازدواج نبود!

مثل ما آقایون کلاس.

واقعیت عینیت دارد، در حالی که حقیقت آن چیزی ست که باید باشد. حقیقت ممکن است ظاهر باشد، یا نباشد. مثالی که میتوان برای فهم این مسئله بیان کرد مثال سخن راست و دروغ میباشد. میتوان یک سخن دروغ گفت که این سخن دروغ حقیقت ندارد، ولی واقعیت دارد. ممکن است خیلی از واقعیتها حقیقت نداشته باشد، اما هر حقیقتی واقعیت دارد. مانند بت پرستی، که واقعیت دارد ولی واقعیتی است که حقیقت ندارد.

10 يافته مهم در رابطه با مغز زنان و مردان

 
 1. مغز مردها از مغز زن ها بزرگ تر است(اينكه توضيحه واضحاته) ولي در جريان عمر زودتر از مغز زنان كوچك مي شود.(هر چقدم كوچيك بشه اندازه مغزه زنا نميشه كه)


2. مغز زنان در درجه حرارت بالاتري كار مي كند. گلوكز بيشتري مي سوزاند.(بيچاره مغزه زنا...)


3. هنگام فكر كردن زنان از مقدار بيشتري از مغزشان استفاده مي كنند.(همش يه ذره مغز دارن...)


4. ماده ي خاكستري مغز مردان 6.5 برابر مغز زنان است ولي ماده ي سفيد مغز زنان 10 برابر مغز مردان است. شايد به همين دليل است كه مردان در رياضي و زنان در زبان برتري دارند.(بله يقينا زنا زبونشون درازتره)


5. در تست هاي هوش مردان چهار تا پنج امتياز بيشتر از زنان امتياز مي آورند.(بله خواهش ميكنم)


6. مردها تقريبا هر دقيقه به  ... فكر مي كنند و زنان هر يك و يا دو روز يكبار!(فقط بعضي از مردها)


7. چرا زنان زياد حرف مي زنند؟ چون حرف زدن در زنان باعث تحريك مركز خوشي و خوشگذراني مغز مي شود .(جونه من ببين چه جوري خوشي ميكنن)


8. عكس العمل نوزادان دختر به صداهاي مزاحم خيلي بيشتر از پسرهاست.(فضولي تو ذاتشونه ديگه)


9. 20 دقيقه در آغوش كسي بودن باعث ترشح اكسيتاسين مي شود كه نتيجه اش اين است كه زن به كسي كه او را در بغل گرفته اعتماد مي كند.(چه راحت ميشه...)


10. زن ها بين 1000 تا 10000 لغت بيشتر از مردان در روز صحبت مي كنند.(ماشاالله ... عجب فكي)

این مطالب همش علمی و ثابت شده است.

تقدیم به کاووس

یک جرعه ی می ز ملک کاووس به است                     

از تخت قباد و ملکت توس به است

هر ناله که رندی به سحرگاه زند

از طاعت زاهدان سالوس به است

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است

گویی ز لب فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی

کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

با دست صبا دامن گل چاک شده است

بلبل ز جمال گل طربناک شده است

در سایه گل نشین که بسیار این گل

از خاک برآمده است و واخاک شده است

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است

دریاب که هفته دگر خاک شده است

می نوش و گلی بچین که تا درنگری

گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست

گر بر سر لوح بودنی ها بوده است

پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است

ور روز ازل هرآنچه بایست بداد

غم خوردن و کوشیدن ما بیهوده است

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

دربند سر زلف نگاری بوده است

این دسته که بر گردن او می بینی

دستی است که بر گردن یاری بوده است

در هر دشتی که لاله زاری بوده است

از سرخی خون شهریاری بوده است

هر شاخ بنفشه کاز زمین میروید

خالی است که بر رخ نگاری بوده است

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

گردنده فلک نیز به کاری بوده است

هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین

آن مردمک چشم نگاری بوده است

                                                    رباعیات خیام

خاطرات ترک خورده

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم

اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم

اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان،گرده ایم

گواهی بخواهید، اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سر بلند و سری سربه زیر

از این دست عمری به سر برده ایم

                                                                  قیصر امین پور

عشق

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.وزیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام. عشق

است که روح مرا به تموج وا می دارد،قلب مرا به جوش می آورد،استعدادهای نهفته ی مرا ظاهر می کند،مرا از خود خواهی

و خود بینی می راند.دنیای  دیگری را حس می کنم.در عالم وجود محو می شوم.احساس لطیف وقلبی حساس و دیده ای

زیبا بین پیدا می کنم.لرزش یک برگ،نور یک ستاره ی دور،موریانه ی کوچک،نسیم ملایم سحر،موج دریا،غروب آفتاب همه

احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند... .

به خاطر عشق است که فداکاری می کنم.به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم.

به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم.به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را

می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم... .

 

                                                                                                       شهید دکتر مصطفی چمران                     

تولد

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک

این هم از سوغاتی دیگه چه فرمایشی دارید؟