1304
احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز 21 آذر در خانه‌ي شماره‌ي 134 .خيابان صفي‌عليشاه تهران متولد شد.
دوره‌ي کودکي را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جايي به ماءموريت مي‌رفت، در شهرهايي چون رشت و سميرم و اصفهان و آباده و شيراز گذراند.
مادرش کوکب عراقي شاملو بود. پدرش حيدر.


16ـ1310
دوره‌ي دبستان در شهرهاي خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوري مواد فرهنگ عوام.


20ـ1317
دوره‌ي دبيرستان در بيرجند و مشهد و تهران.
از سال سوم دبيرستانِ ايرانشهرِ تهران به شوق‌ِتحصيلِ دستورِ زبان آلماني به سال اول دبيرستان صنعتي مي‌رود.


3ـ1321
انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا براي سرو سامان دادن به تشکيلاتِ ازهم‌پاشيده‌ي ژاندارمري.
در گرگان ادامه‌ي تحصيل در کلاس سوم دبيرستان.
شرکت در فعاليت‌هاي سياسي در مناطق شمالِ کشور.
در تهران دستگير و به زندان شوروي‌ها در رشت منتقل مي‌شود.


5ـ1324
آزادي از زندان. با خانواده به رضائيه مي‌رود. به کلاس چهارم دبيرستان.
با آغاز حکومت پيشه‌وري و دموکرات‌ها، چريک‌ها به منزل‌شان مي‌ريزند و او پدرش را نزديک به دو ساعت مقابل جوخه‌ي آتش نگه‌مي‌دارند تا از مقامات بالا کسب تکليف کنند.
بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصيل مدرسي.


1326
ازدواج.
مجموعه‌ي اشعار آهنگ‌هاي فراموش‌شده توسط ابراهيم ديلمقانيان.


1327
هفته‌نامه‌ي سخن‌نو (پنج شماره).


1329
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغي.
هفته‌نامه‌ي روزنه (هفت شماره).


1330
سردبير چپ (در مقابل سردبير راست) مجله‌ي خواندنيها.
شعر بلند ??.
مجموعه‌ي اشعار قطع‌نامه.


1331
مشاورت فرهنگي سفارت مجارستان (حدود دو سال).
سردبير هفته‌نامه‌ي آتشبار، به مديريت انجوي.


1332
چاپ مجموعه‌ي اشعار آهن‌ها و احساس که پليس در چاپخانه مي‌سوزاند. (تنها نسخه‌ي موجودِ آن نزد سيروس طاهباز است).
ترجمه‌ي طلا در لجن اثر ژيگموند موريتس و رمان بزرگ پسران مردي که قلبش از سنگ بود اثر موريو کايي با تعدادي داستان کوتاهِ نوشته‌ي خودش و همه‌ي يادداشت‌هاي فيش‌هاي کتاب کوچه در يورش افراد فرمانداري نظامي به خانه‌اش ضبط شده از ميان مي‌رود و خود او موفق به فرار مي‌شود. بعد از چند بار که موفق مي‌شود فرار کند در چاپخانه‌ي روزنامه‌ي اطلاعات دستگير مي‌شود.


1333
زنداني سياسي در زندان موقت شهرباني و زندان قصر، (?? تا ?? ماه).
در زندان دستور زبان فارسي را مي‌نويسد و تعدادي شعر.


1334
آزادي از زندان.
چهار دفتر شعر آماده به چاپ را نقي نقاشيان نامي به قصد چاپ با خود مي‌برد و ديگر هرگز پيدايش نمي‌شود. از آن جمله شعر بلند مرگِ شاماهي به عنوان نخستين تجربه‌ي شعر روايي به زبان محاوره.
نمايشنامه‌ي «مردگان براي انتقام باز‌مي‌گردند» و داستان کوتاه «مرگ زنجره» و «سه مرد از بندر بي‌آفتاب»
رمان‌هاي: لئون مورنِ کشيش اثر بئاتريس بِک، زنگار اثر هربر لوپوريه، برزخ اثر ژان روورزي.
فرزندان: سياوش، سيروس، سامان و ساقي.


1335
سردبيري مجله‌ي بامشاد


1336
مجموعه‌ي اشعار هواي تازه.
افسانه‌هاي هفت گنبد، حافظ شيراز، ترانه‌ها (رباعيات ابوسعيد ابوالخير، خيام و بابا طاهر).
ازدواج دوم.
سردبيري مجله‌ي آشنا
مرگ پدر

1337 
ترجمه‌ي رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاريا استانکو با عطا بقايي.
سردبيري اطلاعات ماهانه، دوره‌ي يازدهم.


1338 
قصه‌ي خروس‌زري پيرهن‌پري براي کودکان.
تهيه‌ي فيلم مستند سيستان و بلوچستان براي شرکت ايتال کونسولت.
آغاز همکاري با سينماگران. نوشتن فيلم‌نامه و ديالوگ فيلم‌نامه.


1339 
مجموعه اشعار باغ آينه.
سردبيري ماهنامه‌ي اطلاعات (دو شماره).
تاءسيس و سرپرستي اداره‌ي سمعي و بصري وزارت کشاورزي با همکاري هادي شفائيه و سهراب سپهري.
سردبيري مجله‌ي فردوسي


1340
سردبيري کتاب هفته(24 شماره‌ي اول)
جدايي از همسر دوم، با ترک همه چيز و از آن جمله برگه‌هاي کتاب کوچه.


2-1341 
آشنايي با آيدا (14 فروردين ).
بازگشت به کتاب هفته.
ترجمه‌ي نمايشنامه‌هاي درخت سيزدهم اثر آندره ژيد و سي‌زيف و مرگ اثر روبر مِرل.


1343 
ازدواج با آيدا در فروردين ماه و اقامت در ده شيرگاه (مازندران).
مجموعه‌ي اشعار آيدا در آينه و لحظه‌ها و هميشه.
ماهنامه‌ي انديشه و هنر ويژه‌ي ا.بامداد به سردبيري و مديريت دکتر ناصر وثوقي.


1344 
مجموعه‌ي اشعار آيدا: درخت و خنجر و خاطره!
ترجمه‌ي کتاب 81490 اثر آلبر شمبون.
تحقيق و گردآوري و تدوين کتاب کوچه. (براي سومين‌بار از نو آغاز مي‌کند!)


1345 
مجموعه‌ي اشعار ققنوس در باران.
هفته‌نامه‌ي ادبي و هنري بارو، که بعد از سه شماره با اولتيماتوم وزير اطلاعاتِ وقت تعطيل مي‌شود.
شب شعر به دعوت انجمن ايران و آمريکا.
تهيه‌ي برنامه‌ي کودکان براي تلويزيون به اسم «قصه‌هاي مادربزرگ»


1346 
سردبيري قسمت ادبي و فرهنگي هفته‌نامه‌ي خوشه.
ترجمه‌ي کتاب قصه‌هاي بابام اثر ارسکين کالدوِل.
عضويت کانون نويسنده‌گان ايران.
شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجويان.
سخنراني در دانشگاه شيراز.


1347
تحقيق روي غزليات حافظ و تاريخ دوره‌ي حافظ.
نمايشنامه‌ي عروسي خون اثر فدريکو گارسيا لورکا.
ترجمه‌ي غزل غزل‌هاي سليمان.
شب شعر به دعوت انجمن فرهنگي ايران و آلمان، گوته.
«شب‌هاي شعر خوشه» به مدت يک هفته از سوي مجله‌ي خوشه.-فستيوال بزرگ شاعران-

ودر سال ۱۳۷۸ بدرود حیات گفت