برای غزه که تاریخ از او شرمسار است........!
هر صبح
با نخستین انفجار
پاهایت از خواب بیدار می شوند
آن سو تر
پدر
دستها و پاهایش را انفجار برده است
و دیوارها
دیگر خانه ی تو نیستند
دیوارها خاک شده اند
تا مادرت را به آغوش بگیرند
همانطور برادرانت را
حالا تو مانده ای
وبغضی که باید منفجر شود
دیگر هیچ فرقی نیست
میان انگشتانی که ماشه می کشند
با دستانی که بغضت را
در قطعنامه وتو می کنند
امروز نه این خاک و نه آسمان..
امروز
تاریخ از تو شرمسار است
سرت را به آسمان بده
و بغضت را بر این خاک ببار
فردا زیتون زارها از بغضهای تو شکوفه می دهند![]()
شاعر:سینا علی محمدی

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۷ ساعت 15:42 توسط فرزانه.ه
|
ما دانشجویان ورودی سال 87 رشته کارتوگرافی هستیم که وبلاگی نه صرفا برای مطالب علمی بلکه هر نوع مطلبی از علمی گرفته تا ورزش و سرگرمی ایجاد کردیم.امیدواریم بهتون خوش بگذره.