به امید فردا
انگار همین دیروز بود که از سد کنکور گذشتیم و به دانشگاه تهران آمدیم.همه چیز تازه بود،جالب و جذاب.
از طرفی فضای عمومی دانشگاهها برای یک بچه دبیرستانی خوشایند است و از طرف دیگر فضای خاص دانشگاه تهران بر این جذابیت می افزاید.
خوب در ترم های آغازین بچه ها چندان به درس و کسب علم توجهی ندارند و بیشتر دوست دارند به حس کنجکاوی خود در زمینه های مختلف پاسخ دهند و اغلب با دوستان مشغول گذراندن اوقات خود به گپ و گفت و بگو و بخند هستند. ضمنا چون در ابتدای ورود به دانشگاه اند به زمان اتمام این دوره نمی اندیشند و خلاصه با کمترین هم و غم وقت میگذرانند.
اما وقتی دوران دانشگاه به میانه می رسد دیگر از آن تازگی ها خبری نیست و شور و نشاط روزهای اول کمتر دیده می شود.تامل درباره زمان بعد از دانشگاه به سراغ انسان می آید و گاها نگرانی هایی ایجاد می کند.
به هر حال امید وارم این برهه حساس هم به خوبی سپری شود.
البته توصیفی که از وضعیت دانشجویان داشتم،شامل اکثریت دانشجویان می شود و برای اقلیتی صدق نمی کند.
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محمل ها
ما دانشجویان ورودی سال 87 رشته کارتوگرافی هستیم که وبلاگی نه صرفا برای مطالب علمی بلکه هر نوع مطلبی از علمی گرفته تا ورزش و سرگرمی ایجاد کردیم.امیدواریم بهتون خوش بگذره.