فقط بهانه نیست...
كاش ميدانستي در فراسوي نگاهت تكه كوچكي از باغ شروع با
صداي همه برپاي منادي سحر عشق را بر سر سجاده ي پر راز
دلت بر سكوت شب وماه و به جادوي صداي دل ني و به تكرار
هزاران شبنم با نواي غم يك آب روان به زمان در پس هر قطره ي
زاين ابر گذر كرده طوفان جهان و به يك قبله همان جاده كه
تصوير وجودت را پر مبهم كرده و به جا پاي وجودت بر دل مي
گذارد سجده و تواي آينه ي رنگ خدا در پس باده ي بر پيچ و خم
يك آغاز آسمان رنگ وجودش را در همهمه ي چشم تو جست و
گل كوچك روياي سپيد به ره دست تو پرواز آموخت و من آغاز ره
عشق توام.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:3 توسط فهیمه
|
ما دانشجویان ورودی سال 87 رشته کارتوگرافی هستیم که وبلاگی نه صرفا برای مطالب علمی بلکه هر نوع مطلبی از علمی گرفته تا ورزش و سرگرمی ایجاد کردیم.امیدواریم بهتون خوش بگذره.